تک برگ   
   پایگاه فرهنگی و تفریحی ایرانیان
  صفحه اصلی | طالع بینی | بازی آنلاین  | فروشگاه  | مجموعه دیکشنری های آنلاین

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » ماجراي كشيش و پسرش

 آموزش تکنیک تست زنی
 نمایشگر مطالب   (بازگشت به لیست مطالب)

فرستنده :شاهرخ
بازدید : 52
امتیاز : 0

دسته بندی :شعرو ادبیات
بخش :داستان کوتاه
ارسال یک پیام برای این کاربر


این مطلب یکی از مطالب بخش داستان کوتاه می باشد
آیا می خواهید لیست مطالب موجود در بخش داستان کوتاه سایت تک برگ را ببینید ؟ (اینجا کلیک کنید)

ماجراي كشيش و پسرش

كشيشى يك پسر نوجوان داشت و كم‌كم وقتش رسيده بود كه فكرى در مورد شغل آينده‌اش بكند . پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و

سالانش واقعاً نمي‌دانست كه چه چيزى از زندگى مي‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .

يك روز كه پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يك كتاب مقدس، يك سكه طلا و يك بطرى مشروب .

كشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان مي‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد كداميك از اين سه چيز را از روى ميز بر مي‌دارد ..»


اگر كتاب مقدس را بردارد معنيش اين است كه مثل خودم كشيش خواهد شد كه اين خيلى عاليست . اگر سكه را بردارد يعنى دنبال كسب و كار خواهد رفت كه آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوري خواهد شد كه جاى شرمسارى دارد .

مدتى نگذشت كه پسر از مدرسه بازگشت .. در خانه را باز كرد و در حالى كه سوت مي‌زد كاپشن و كفشش را به گوشه‌اى پرت كرد و يك راست راهى اتاقش شد . كيفش را روى تخت انداخت و در حالى كه مي‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با كنجكاوى به ميز نزديك شد و آن‌ها را از نظر گذراند .

كارى كه نهايتاً كرد اين بود كه كتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سكه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز كرد و يك جرعه بزرگ از آن خورد . .. .

كشيش كه از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگي ! پسرم سياستمدار خواهد شد


این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

Yahoo Messenger Add To Favorites Add to Google Email Cloob 100 Balatarin Facebook twitter FriendFeed delicious

 ..:| شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید |:..

 نظر /  پاسخ /  یادداشت 
نظر :
 پاسخ :
یادداشت :
 
 
 مطالب دیگر
  ماجراي كشيش و پسرش
  ماجراي بهشت شدّاد
  عكسهاي هيلاري اما بدون دوست پسرش !
  ماجراي نيم روز !!!
  نصيحت هاي زرتشت به پسرش

 

نام کاربری

کلمه عبور

 

[ ثبت نام ]

دیوان شعرا
فال حافظ
  تک برگ  
 افراد آنلاین 61 نفر