تک برگ    تک برگ   
   پایگاه فرهنگی و تفریحی ایرانیان
  صفحه اصلی | قوانین | ورود |عضویت یا ثبت وبلاگ | طالع بینی | بازی آنلاین  | فروشگاه  | دیکشنری آنلاین

 اینجا هستید : بخش مطالب » سرگرمی » مطالب جالب » ماجرای داوینچی و شام آخر

دور دنیا
گردنبند پوما
آموزش پیرایش مردانه
آموزش خوشنویسی
  ماجرای داوینچی و شام آخر   (بازگشت به لیست مطالب)



فرستنده :رضا عباسی
بازدید : 690
امتیاز : 3

دسته بندی :سرگرمی
بخش :مطالب جالب


این مطلب یکی از مطالب بخش مطالب جالب می باشد
آیا می خواهید لیست مطالب موجود در بخش مطالب جالب سایت تک برگ را ببینید ؟ (اینجا کلیک کنید)

ماجرای داوینچی و شام آخر


ماجرای داوینچی و شام آخر

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرماني‌اش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!
"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."

پائولو كوئيلو


ارسال نظر
امتیاز دهید
Yahoo Messenger Add To Favorites Add to Google Email Cloob 100 Balatarin Facebook twitter FriendFeed delicious

 ..:| شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید |:..

 مطالب دیگر
  دعا هنگام صبح و شام
  ماجرای داوینچی و شام آخر
  چگونه تا آخر عمر کمر درد نگیریم؟
  9 ماجرای طبی، 9 چاره طبیعی
  ذکر سجده آخر امام راحل (ره)
  لطفا تا آخر بخوانید
  آپارتمان 11 طبقه گربه ها آخر خنده
  خرابکاری در عکس !! آخر خنده
  مردان و ماجرای احساسات...
  سوتی های ایرانی- آخر خنده !!!!!
  چگونه با چند نکته ساده، تا آخر عمر کمر درد نگیریم؟
  سوتی های باحال کلامی !!! آخر خنده

 

                بخش کاربری 

نام کاربری

کلمه عبور

 

[ ثبت نام ]

[ بازیابی کلمه عبور ]

 
         دسته بندی مطالب
 
                شعر پارسی 
   دیوان شعرا
   فال حافظ
                کاربران آنلاین 



asemaneabi



tak



maryam1379



mehrabuni



omid2
کاربران مهمان 37 نفر
 
                محصولات روز 
 
 
  Copyright © 2010 - Takbarg.ir
All Right Reserved