تک برگ    تک برگ   
   پایگاه فرهنگی و تفریحی ایرانیان
  صفحه اصلی | قوانین | ورود |عضویت یا ثبت وبلاگ | طالع بینی | بازی آنلاین  | فروشگاه  | دیکشنری آنلاین

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » 4 چيز كه نميتوان بازگرداند

ساعت مدل شاتل
موجودات فضایی
گردنبند پوما
متولد ایدز
  4 چيز كه نميتوان بازگرداند    (بازگشت به لیست مطالب)



فرستنده :sali
بازدید : 293
امتیاز : 4

دسته بندی :شعرو ادبیات
بخش :داستان کوتاه


این مطلب یکی از مطالب بخش داستان کوتاه می باشد
آیا می خواهید لیست مطالب موجود در بخش داستان کوتاه سایت تک برگ را ببینید ؟ (اینجا کلیک کنید)

4 چيز كه نميتوان بازگرداند

 

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و برروي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...

 

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند. 

 

وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

 

پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.»

 

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت ، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنش نشان دهد.

 

وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟» 

مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش را خورد.

 

اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست!

 

او حسابي عصباني شده بود.

 

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه  بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! 

 

خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

 

آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد...

 

در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود... 

 

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند :

 

1. سنگ ... پس از رها کردن!

2. حرف ... پس از گفتن! 

3. موقعيت... پس از پايان يافتن! 

4. و زمان ... پس از گذشتن!

 


ارسال نظر
امتیاز دهید
Yahoo Messenger Add To Favorites Add to Google Email Cloob 100 Balatarin Facebook twitter FriendFeed delicious

 ..:| شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید |:..

 مطالب دیگر
  همه چيز درباره سس سويا
  خدا همه چيز است
  خداى همه ما يكى است ، پدر و مادرمان نيز يكى است
  4 چيز كه نميتوان بازگرداند
  همه چيز درباره شيطان پرستي
  آيا كسي كه خود را هيپنوتيزه مي كند ميتواند ديگران را نيز هيپنوتيزه كند؟
  چي چيز ترين آدماي دنيا!!!
  از زنان بد، به خدا پناه ببر ، و از خوبان ايشان نيز
  همه چيز درباره LED
  - اگر همه چيز به قضا و قدر الهى است ، پس چرا اينقدر اندوهگين مى باشى
  پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت شمار
  در دنيا جز پنج چيز همه زايد بود

 

                بخش کاربری 

نام کاربری

کلمه عبور

 

[ ثبت نام ]

[ بازیابی کلمه عبور ]

 
         دسته بندی مطالب
 
                شعر پارسی 
   دیوان شعرا
   فال حافظ
                کاربران آنلاین 



mehrdad45



nrg
کاربران مهمان 123 نفر
 
                محصولات روز 
 
 
  Copyright © 2010 - Takbarg.ir
All Right Reserved