ازنگري مستمر و ارزشيابي و نظارت بر اجراي سياستها و برنامههاي سلامت زنان، طراحي و استقرار نظام پايش و مراقبت سلامت زنان در نظام سلامت كشور از اولويتهاي برنامههاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است. با توجه به اهميت سلامت زنان در جامعه، از سال گذشته روز 28 مهرماه در کشور به عنوان «روز ملي سلامت زنان» نامگذاري شده است.
در اين راستا تقويت همكاري و هماهنگي بين بخشي اعم از سازمانهاي غيردولتي و انجمنهاي علمي و تخصصي مرتبط با سلامت، تدوين برنامههاي موثر بر ارتقاي سلامت، شناسايي و تلاش جهت رفع موانع فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي موثر و توسعه آگاهي زنان و خانواده از نقش و مسؤوليتهاي متعدد زنان در خانواده و اجتماع، فرهنگ سازي و اصلاح باورها نسبت به جايگاه زنان، افزايش دسترسي زنان به نيروهاي متخصص و همگن خدمات سلامت، توسعه فرهنگ ورزش در بين زنان و دختران و رفع موانع موجود، فراهم كردن دسترسي به خدمات مناسب و حمايت ويژه، بهبود وضعيت سلامت محيط كار و تاثير آن بر سلامت، حمايت و تسهيل امر ازدواج، اتخاذ تدابير مناسب جهت پيشگيري و كاهش هرگونه ظلم و خشونت عليه زنان، توسعه مهارت و ظرفيتهاي شغلي از اولويتهاي برنامههاي مرتبط با زنان است كه در دستور كار اين وزارتخانه قرار گرفته است.
هدف از برگزاري روز ملي سلامت زنان، حساس سازي جامعه زنان و ساير بخشهاي مرتبط با سلامت مي باشد. محوريت برنامه بر روي بحثهاي مراقبتي و پيشگيرانه است تا براي بيماريها با تشخيص زودهنگام، درمان مناسب ارايه شود. در سال جاري زنان با مراجعه به مراكز بهداشتي درماني سراسر كشور خدمات مراقبتي پيشگيرانه را دريافت ميكنند و با آموزش ضمن دريافت خدمات مناسب از كيفيت و طول عمر بيشتري برخوردار ميشوند.
برخورداري از سلامت، حق همه انسان هاست بويژه براي زنان که در تامين بهداشت و سلامت جامعه نقش موثرتر و مهمتري از مردان عهده دار هستند، از همين رو شعار امسال سازمان جهاني بهداشت «سلامت زنان محور سلامت خانواده» انتخاب شده است.
آمارها نشان مي دهد، 30 درصد از زنان بين 15 تا 49 ساله دچار کم خوني هستند يا کمبود يد در زنان ايراني دو برابر مردان است. اين نتايج گواه بر اين است که تامين سلامت زنان نسبت به مردان بسيار مشکلتر است، عواملي نظير تبعيض، فرصتهاي نابرابر اقتصادي، شغلي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي، عدم دسترسي به آموزش مناسب و کافي، بويژه نداشتن سواد بهداشتي، مهمترين موانع تحقق سلامت زنان کشور را تشکيل مي دهند.
با آن که آمار، حاکي از طول عمر بيشتر زنان نسبت به مردان است ولي کيفيت زندگي آنان به گونه اي جدي و با مشکل همراه است که زنان به نسبت بيش از مردان دچار عوارض حاد، شرايط مزمن و معلوليت هاي طولاني مدت و کوتاه مدت مي شوند، چنانچه اين مشکلات و مشکلاتي اعم از سوء تغذيه، کار طاقت فرسا، زايمان هاي مکرر و ديگر مسائل فرهنگي و اجتماعي موثر بر سلامت آنها ناديده انگاشته شود، سلامت خانواده آنان در کنار سلامت خودشان آسيب خواهد ديد لذا برنامه ريزي و انجام اقدامات عملي در جهت تامين و ارتقاي سلامت زنان با رويکردي جنسيتي و ايجاد فرصتهاي برابر براي آنها، راهکار منطقي براي حل معضلات بهداشتي سلامتي زنان است.
با توجه به نقش موثر زنان در انجام مسؤوليت تامين بهداشت و سلامت خانواده و جامعه و با توجه به آمار كه نيمي از جمعيت کشور زنان هستند، به همين منظور براساس سياست هاي کلي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي مبني بر بهبود سلامت زنان از نظر کاهش مرگ و مير مادران حين زايمان، پيشگيري از معلوليت ها و بيماري ها، ارتقاي کيفي تغذيه، تنظيم خانواده، مراقبت اطفال، بهداشت محيط و غيره و شاخصهاي بهداشتي بهبود داشته و در نتيجه موجب بهبود سلامت زنان شده است.
تحقيقات جهاني حاکي از آن است که همه ساله 70 هزار مادر در سراسر دنيا از سقط جنينهاي غير بهداشتي ميميرند که مرگ مادر يکي از دردناکترين حوادث براي هر خانواده به شمار ميرود. شايد مهمترين عامل مرگ و مير زنان در سالهاي گذشته، مرگ و مير مادران ناشي از بارداري بوده است که با رشد خدمات سلامت و افزايش آگاهي بهداشتي زنان از اين مساله، امروزه به وضعيت مطلوبي رسيده ايم. اما وضعيت زنان چه به لحاظ جمعيت شناسي و چه از نظر مسائل بهداشتي ايجاب مي کند که يک طرح جامع و ملي براي بهبود سلامت زنان تبيين شود. در همين زمينه توسعه مشارکت هاي فرهنگي اجتماعي زنان، به ميزان 0.25 درصد با در نظر گرفتن اولويت هاي کشوري سلامت زنان در محورهاي بهداشت باروري، بهداشت روان، اصلاح فرهنگ تغذيه، تقويت سازمان هاي غيردولتي زنان مرتبط با سلامت زنان و مسائل فرهنگي موثر بر سلامت دانشجويان دختر هزينه شده است.
مسائل بهداشتي زنان امروز، آسيبهاي خود را در حوزه بهداشت رواني نشان مي دهد ميزان بالاي افسردگي و خودکشي در زنان، طلاق، زنان خياباني و مسائلي از اين دست گواه بر اين مدعاست. از طرحهاي در دست اقدام براي ارتقاي سلامت رواني زنان، طرحهاي مداخله اي آموزش مهارت هاي زندگي است که هدف آن، بررسي آموزش نحوه برقراري ارتباط بين افراد خانواده در افزايش کيفيت زندگي و تهيه مدل آموزشي متناسب با فرهنگ ايراني است.
وجود فرهنگ غالب مردسالاري در جامعه و خانواده، حضور بيشتر مردان در پستهاي مديريتي و تصميم گيري و وجود اهرم اقتصادي در دست آنان، متاسفانه برنامه ريزي براي مشارکت مردان در عرصه سلامت نسبتا ضعيف بود لذا اثرات نامطلوبي که موجب محدوديت پيشرفت در عرصه سلامت ما شود، بيشتر متوجه زنان خواهد بود.
از آنجا که در فرآيند توسعه، نيروي انساني از ارکان اصلي است و زنان به عنوان نيمي از جمعيت انساني از جايگاه ويژه اي برخوردارند. بنابراين عدالت اجتماعي ايجاب مي کند هيچ گونه تبعيضي وجود نداشته باشد و همه اقشار جامعه از نتايج توسعه، يکسان بهره مند شوند، در اين ميان، از يک طرف وضعيت زنان و مردان به صورت متعادل نبوده و همواره زنان از نظر تاريخي يک قدم عقب تر از مردان بوده اند، از سوي ديگر نيازهاي زنان و مردان متفاوت است لذا ضرورت نگاه جنسيتي در برنامه ريزي ها اول به دليل همين عقب ماندگي تاريخي زنان از مردان، دوم تفاوت در نيازها و سوم به دليل تفاوت بيولوژيکي زن و مرد است.
گرايـش بـه غذاهـاي آمـاده و انتخـاب جايگزيـن فرنگـي بـراي غذاهاي سنتي ايراني از جمله عواملي اند که سلامت جسماني زنان را تهديد مي کند. البته در کنار مساله تغذيه بايد تحرک و بهره وري کم از آفتاب را هم در نظر گرفت که به مشکلات زنان دامن مي زند، فقر حرکتي در دختران به رشد آنان آسيب مي رساند، طبق آمار اعلام شده، سرانه فضاي ورزشي دختران در مدارس 17 سانتي متر است در حالي که فضاي استاندارد براي اين کار، 250 سانتي متر است.
عجيب نيست اگر بدانيد قابليت جسماني زنان 18 تا 26 سال ايراني مساوي با قابليت جسماني زنان 50 ساله فرانسوي برآورد شده است. فقر حرکتي در زنان که بر اثر بالا رفتن سن، چاقي، يائسگي و کم تحرکي ايجاد مي شود، پوکي استخوان به بار مي آورد.
با توجه به بهبود شاخصهاي ذکر شده که همگي در رابطه با ارتقاي سطح سلامت زنان است و نيز براي قوانين حمايتي در خصوص سلامت زنان جامعه هنوز راه بسيار زيادي در پيش است تا به ايده آل هاي شاخصها دست يابيم. برنامه ريزي در جهت ارتقاي سطح سلامت زنان جامعه از اهميت زيادي برخوردار است، چرا که سلامت 75 درصد از جامعه، يعني زنان و فرزندان به طور مستقيم و سلامت 25 درصد جامعه به طور غير مستقيم (مردان) تامين مي گردد، لذا اگر سلامت، محور توسعه پايدار است، زن محور سلامت است.